abnormity

ab·nor·mi·ty/æbˈnɔːrməti/
ab-away, fromnormstandard, rule-itystate or quality
noun (اسم)formal

اسم — نابهنجاری

نابهنجاریناهنجاری

حالت یا کیفیت غیرعادی یا نامتعارف بودن.

A state or quality of being abnormal or deviating from the normal condition.

«پزشکان نابهنجاری در سلول‌های بیمار را مطالعه کردند.»

Doctors studied the abnormity in the patient's cells.

«برخی نابهنجاری‌ها ممکن است به اختلالات ژنتیکی اشاره کنند.»

Certain abnormities can indicate genetic disorders.

تفاوت با واژه‌های مشابه
anomalyناکجایی

رسمی/فنی. معمولاً در زمینه‌های علمی یا پزشکی برای توصیف بی‌قاعدگی‌ها استفاده می‌شود؛ در این زمینه‌ها قابل تعویض است.

Formal/technical. Used often in scientific or medical contexts to describe irregularities; interchangeable in such contexts.

abnormalityناهنجاری

رایج/رسمی. مترادف مستقیم، به طور گسترده برای نشان دادن انحراف از شرایط طبیعی به ویژه در پزشکی استفاده می‌شود.

Common/formal. Direct synonym, used broadly to indicate deviation from normal conditions, especially in medical contexts.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000