additionally

ad·di·tion·al·ly/əˈdɪʃənəli/
adverb (قید)formaltype (نوع): degreeadjective (صفت): additionalposition (جایگاه): beginning

قید — علاوه بر این

علاوه بر اینهمچنین

علاوه بر این؛ همچنین.

In addition; as well.

«او بااستعداد است و علاوه بر آن سخت‌کوش.»

She is talented and additionally hardworking.

«علاوه بر این به بودجه بیشتری نیاز داریم.»

Additionally, we need more funding.

تفاوت با واژه‌های مشابه
alsoهمچنین

متداول. هر دو اطلاعات اضافه می‌دهند؛ additionally رسمی‌تر است.

Common. Both add information; additionally is more formal.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000