after
حرف اضافه — بعد از
در زمانی که پس از یک رویداد یا زمان دیگر اتفاق میافتد.
At a time following an event or another time.
«ما بعد از فیلم شام خوردیم.»
“We ate dinner after the movie.”
«او پس از پایان جلسه رفت.»
“She left after the meeting ended.”
تفاوت با واژههای مشابه
رسمی. معمولاً در زمینههای زمانی جایگزین after میشود، مثل «پس از جلسه». برای موقعیت مکانی استفاده نمیشود.
Formal. Can often replace 'after' in temporal contexts, e.g. 'following the meeting'. Not used for physical position.
متضادها
قید — بعداً
در زمان بعد یا به طور متعاقب.
At a later time; subsequently.
«صحبت کردیم و سپس بعداً شام رسید.»
“We talked and then after came the dinner.”
«او بعداً متوجه اشتباهش شد.»
“He realized his mistake after.”
تفاوت با واژههای مشابه
روزمره. معمولاً به عنوان قید در زمینههای زمانی جایگزین after میشود، مثل «او بعداً رسید». به عنوان حرف اضافه استفاده نمیشود.
Common. Often interchangeable with 'after' as an adverb in time contexts, e.g. 'He arrived later.' Not used as preposition.
متضادها
حرف ربط — چون
چون؛ بر اساس این حقیقت که.
Because; in view of the fact that.
«چون تماس نگرفتی، نگران شدم.»
“After you didn’t call, I got worried.”
«چون باران بارید، زمین خیس بود.»
“After it rained, the ground was wet.”
تفاوت با واژههای مشابه
رسمی/غیررسمی. در معنی علت میتواند جایگزین after شود، مثلاً «از وقتی تو دیر کردی، شروع کردیم»، اما در مکالمه کمتر رایج است.
Formal/informal. Can replace 'after' as conjunction when meaning 'because', e.g. 'After you were late, we started.', but less common in daily speech.
صفت — بعدی
پیرو، در جایگاه یا ترتیب بعدی.
Following in position or order; subsequent.
«عواقب پس از طوفان شدید بود.»
“The after effects of the storm were severe.”
«کارهای بعد از ساعات کاری خستهکننده بود.»
“The after hours work was tiring.”
تفاوت با واژههای مشابه
رسمی. برای توصیف چیزی که در مرحله بعدی میآید به کار میرود، مثل «رویداد بعدی». معمولاً به تنهایی به عنوان صفت بعدی استفاده نمیشود.
Formal. Used to describe something happening next or later in order, e.g. 'the subsequent event'. Usually not used as simple adjective 'after'.