amputate

am·pu·tate/ˈæmpjʊˌteɪt/
verb (فعل)formalpast (گذشته): amputatedpast participle (مفعولی): amputated-ing (حال): amputating3rd (سوم): amputates

فعل — قطع کردن عضو

قطع کردن عضوآمپوته کردن

جراحی برای جدا کردن یک عضو یا بخشی از بدن.

To surgically remove a limb or part of the body.

«دکتر مجبور شد پای آسیب‌دیده‌اش را قطع کند.»

The doctor had to amputate his damaged leg.

«قطع کردن بازو جانش را نجات داد.»

Amputating the arm saved his life.

تفاوت با واژه‌های مشابه
removeبرداشتن

اصطلاح عمومی اما amputate به معنی برداشتن جراحی شده بخصوص اندام است.

General term but 'amputate' specifically means surgical removal, often of limbs.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000