در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
یک قطعه جواهر که دور مچ پا پوشیده میشود.
A piece of jewelry worn around the ankle.
«او در ساحل پابند نقرهای به پا داشت.»
“She wore a silver anklet at the beach.”
«پابندها در تابستان لوازم جانبی محبوبی هستند.»
“Anklets are popular accessories in summer.”