arabic

a·rab·ic/ˈærəbɪk/
1adjective (صفت)commoncomparative (تفضیلی): more Arabicsuperlative (عالی): most Arabic

صفت — عربی

عربی

مرتبط با زبان، فرهنگ یا مردم دنیای عرب.

Relating to the language, culture, or people of the Arab world.

«او به زبان عربی روان صحبت می‌کند.»

He speaks Arabic fluently.

«فرهنگ عربی غنی و متنوع است.»

Arabic culture is rich and diverse.

تفاوت با واژه‌های مشابه
arabعرب

رایج. اغلب برای اشاره به موارد مربوط به مردم یا زبان عرب استفاده می‌شود.

Common. Often used interchangeably to refer to things related to Arab people or language.

2noun (اسم)common

اسم — زبان عربی

زبان عربی

زبانی که در کشورهای عربی صحبت می‌شود.

The language spoken in Arab countries.

«زبان عربی از راست به چپ نوشته می‌شود.»

Arabic is written from right to left.

«او در دانشگاه زبان عربی می‌آموزد.»

She is learning Arabic at university.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000