arest

a·rest/əˈrɛst/
noun (اسم)archaicplural (جمع): arests

اسم — بازداشت

بازداشتتوقف

شکل عامیانه یا قدیمی به معنی بازداشت یا نقطه توقف.

A dialectal or archaic form meaning ‘arrest’ or a stopping point.

«مظنون دیشب بازداشت شد.»

The suspect was taken into arest last night.

«توقف ناگهانی دستگاه باعث وحشت شد.»

The sudden arest of the machine caused panic.

تفاوت با واژه‌های مشابه
arrestبازداشت

متداول. بازداشت رسمی توسط مقامات.

Common. Official detention by authorities.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000