در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
در اطراف یا گرداگرد چیزی.
On every side of; surrounding.
«ما دور دریاچه قدم زدیم.»
“We walked around the lake.”
«دور خانه درخت وجود دارد.»
“There are trees around the house.”
در یک منطقه عمومی یا به صورت دایرهای.
In a circle or curve; in a general area.
«او به اطراف اتاق نگاه کرد.»
“He looked around the room.”
«هنوز اینجایی؟»
“Are you still around?”