automatic

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

au·to·mat·ic/ˌɔːtəˈmætɪk/
auto-selfmaticacting, related to
adjective (صفت)commoncomparative (تفضیلی): more automaticsuperlative (عالی): most automatic

صفت — خودکار

خودکاراتوماتیک

کاری که خودکار انجام می‌شود و نیاز به دخالت انسان ندارد.

Working by itself with little or no human control or intervention.

«وقتی نزدیک می‌شوید در به صورت خودکار باز می‌شود.»

The door opens automatically when you approach.

«این ماشین دنده اتوماتیک دارد.»

This car has an automatic transmission.

تفاوت با واژه‌های مشابه
mechanicalمکانیکی

رایج. معنی مشابه درباره دستگاه‌هایی که بدون کمک انسان کار می‌کنند، اما mechanical بر قطعات دستی تأکید دارد و automatic بر عدم نیاز به کنترل دستی.

Common. Similar meaning about machines working without human help, but 'mechanical' can refer to manual parts, while 'automatic' emphasizes no need for manual control.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000