axiomatic

ax·io·mat·ic/ˌæksiəˈmætɪk/
axioma self-evident truth-aticpertaining to
adjective (صفت)formalcomparative (تفضیلی): more axiomaticsuperlative (عالی): most axiomatic

صفت — بدیهی

بدیهیمسلّم

بدیهی یا غیرقابل تردید؛ به عنوان حقیقت بنیادی پذیرفته شده.

Self-evident or unquestionable; accepted as a fundamental truth.

«بدیهی است که خورشید از شرق طلوع می‌کند.»

It is axiomatic that the sun rises in the east.

«قوانین در این سیستم بدیهی هستند.»

The rules are axiomatic in the system.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000