barbed

/ˈbɑːrbd/
barba sharp projection or point-edhaving or characterized by
adjective (صفت)commoncomparative (تفضیلی): barbedsuperlative (عالی): most barbed

صفت — تیز نوک

تیز نوکدارای خار

دارای نوک‌های تیز یا قلاب مانند، مثل سیم یا قلاب ماهیگیری.

Having sharp points or hooks, as on a wire or fishing hook.

«سیم خاردار برای محافظت از حصارها استفاده می‌شود.»

Barbed wire is used to protect fences.

«قلاب ماهیگیری برای جلوگیری از فرار دارای خار بود.»

The fishhook was barbed to prevent escape.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000