adverb (قید)technicaltype (نوع): manneradjective (صفت): biometricposition (جایگاه): middle
قید — به صورت بیومتریک
به صورت بیومتریکبا روش بیومتریک
از طریق روشهای بیومتریک مانند اثرانگشت یا اسکن شبکیه چشم.
By means of biometric methods, such as fingerprint or retina scanning.
«دسترسی به صورت بیومتریک با استفاده از اثرانگشت داده شد.»
“Access was granted biometrically with a fingerprint.”
«سیستم به منظور امنیت کاربران را به صورت بیومتریک شناسایی میکند.»
“The system identifies users biometrically for security.”