در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
یک کشتی جنگی آلمانی به نام اتو فون بیسمارک که در جنگ جهانی دوم فعالیت داشت.
A German battleship named after Otto von Bismarck, active during World War II.
«کشتی بیسمارک در اقیانوس اطلس غرق شد.»
“The Bismarck was sunk in the Atlantic Ocean.”
«بیسمارک یکی از قدرتمندترین کشتیهای جنگی زمان خود بود.»
“The Bismarck was one of the most powerful warships of its time.”
نوعی دونات آلمانی محبوب که معمولاً با ژله یا کرم پر شده است.
A popular type of German doughnut, typically filled with jam or custard.
«یک بیسمارک پر شده با مربای تمشک خریدم.»
“I bought a Bismarck filled with raspberry jam.”
«بیسمارکها خوراکی محبوب در بسیاری از نانواییها هستند.»
“Bismarcks are a favorite treat in many bakeries.”