blackball

black·ball/ˈblækbɔːl/
1verb (فعل)formalpast (گذشته): blackballedpast participle (مفعولی): blackballed-ing (حال): blackballing3rd (سوم): blackballs

فعل — رد کردن

رد کردنتحریم کردنطرد کردن

انداختن کسی به بیرون یا رد کردن او، مخصوصاً با رأی مخفی در یک گروه یا باشگاه.

To exclude or reject someone, especially from a club or group, by secretly voting against them.

«او از باشگاه طرد شد.»

He was blackballed from the club.

«آن‌ها نامزد را در انتخابان رد کردند.»

They blackballed the candidate in the election.

تفاوت با واژه‌های مشابه
excludeمحروم کردن

رایج. کسی را از گروهی خارج نگه داشتن؛ در زمینه‌های رسمی/اجتماعی با blackball قابل تعویض است.

Common. To keep someone out of a group; used interchangeably with blackball in formal/social contexts.

2noun (اسم)formal

اسم — رأی رد

رأی ردرأی محرومیت

رأی مخفی برای محروم کردن کسی از عضویت در گروه.

An act of voting secretly to exclude someone from membership.

«سه رأی مخفی بر رد او داده شد.»

There were three blackballs against him.

«یک رأی محرومیت باعث پایان عضویتش شد.»

A blackball ended his membership.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000