در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
گوزن دمسیاه، گونهای گوزن بومی غرب آمریکای شمالی.
A black-tailed deer, a species of deer native to western North America.
«ما یک گوزن دمسیاه را دیدیم که در چمنزار میچرید.»
“We saw a blacktail grazing in the meadow.”
«جمعیت گوزن دمسیاه در این منطقه سالم است.»
“The blacktail population is healthy in this region.”
نوعی ماهی با دم سیاه، به ویژه گونهای از ماهی برام که در اقیانوس هند و آرام یافت میشود.
A type of fish with a black tail, specifically a species of bream found in the Indo-Pacific.
«ماهیگیران اغلب در این آبها ماهیهای دمسیاه صید میکنند.»
“Fishermen often catch blacktails in these waters.”
«ماهی دمسیاه یک ماهی خوراکی محبوب در منطقه است.»
“The blacktail is a popular food fish in the region.”