blue-ball

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

/ˈblu bɔl/
verb (فعل)slangpast (گذشته): blue-balledpast participle (مفعولی): blue-balled-ing (حال): blue-balling3rd (سوم): blue-balls

فعل — ناکام جنسی گذاشتن

ناکام جنسی گذاشتن

یعنی عمداً توقع جنسی کسی را برانگیختن و سپس او را ناکام گذاشتن.

To deliberately frustrate someone by arousing sexual expectation without satisfying it.

«او شکایت کرد که او عمداً ناکامش می‌گذارد.»

He complained that she was blue-balling him.

«برای جلب توجه کسی را عمداً ناکام نگذار.»

Don't blue-ball someone for attention.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000