boo

/buː/
1interjection (حرف ندا)common

حرف ندا — بی‌اعتمادی

بی‌اعتمادیصدا برای ترساندن

صدایی برای نشان دادن نارضایتی یا ترساندن کسی.

A sound made to express disapproval or to startle someone.

«هواداران پس از تصمیم داور با صدای بلند بی‌اعتمادی کردند.»

The fans booed loudly after the referee’s decision.

«او گفت «بو!» تا خواهرش را ترساند.»

He said 'boo!' to scare his sister.

تفاوت با واژه‌های مشابه
hissسوت کشیدن

روزمره. برای نشان دادن نارضایتی هم استفاده می‌شود ولی صدای ممتد دارد. مثلا در جمله The crowd hissed at the mistake کاربرد دارد ولی نشان دادن سریع نارضایتی بیشتر با boo است.

Everyday. Similar use to express disapproval in audiences, but 'hiss' emphasizes a sustained sound — 'The crowd hissed at the mistake' works, 'They booed' is more common for quick disapproval.

jeerهو کردن

غیررسمی. شدیدتر و معمولا تحقیرآمیز است و وقتی شخص یا اجرا را مسخره می‌کنند استفاده می‌شود. مثلا They jeered the speaker کاربرد دارد ولی برای ترساندن ناگهانی نیست.

Informal. Stronger and often involves mocking; can replace 'boo' when mocking a person or performance — 'They jeered the speaker' but not for a sudden scare.

متضادها
2noun (اسم)commonplural (جمع): boos

اسم — صدا یا اظهار نارضایتی

صدا یا اظهار نارضایتیصدای ترساندن

صدایی یا عبارتی که برای نشان دادن نارضایتی یا ترساندن استفاده می‌شود.

An expression or sound used to show disapproval or to frighten.

«تیم پس از شکست با بی‌اعتمادی از سوی جمعیت مواجه شد.»

The team faced boos from the crowd after the loss.

«وقتی ضربه را نزد، صدای اعتراض شنید.»

She heard boos when she missed the shot.

تفاوت با واژه‌های مشابه
heckleهو کردن

غیررسمی. معمولاً شامل توهین‌های گفتاری به یک سخنران یا اجرا است و وقتی به صدای نارضایتی اشاره می‌کند می‌تواند جایگزین boo باشد.

Informal. Usually verbal insults aimed at a speaker or performer and used like a noun, can substitute 'boo' when referring to disapproving noises.

متضادها
3noun (اسم)informalplural (جمع): boos

اسم — عزیزم

عزیزممعشوق

عنوان محبت‌آمیز برای دوست پسر یا دوست دختر.

An affectionate term for a boyfriend or girlfriend.

«بیا اینجا عزیزم، دلم برات تنگ شده بود.»

Come here, boo, I missed you.

«معشوقش در روز تولدش او را غافلگیر کرد.»

Her boo surprised her on her birthday.

تفاوت با واژه‌های مشابه
sweetheartعزیزم

روزمره. اصطلاح محبت‌آمیز رایجی است که در زمینه روابط عاشقانه می‌توان بجای boo به کار برد.

Everyday. A common affectionate term interchangeable with 'boo' in romantic contexts — 'My sweetheart is coming' works like 'My boo is coming'.

babeعزیز

غیررسمی. معمولا در گفتار دوستانه و عشقی کاربرد دارد و به جای boo استفاده می‌شود.

Informal. Often used flirtatiously or casually and can replace 'boo' in casual romantic speech.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000