bracelet

brace·let/ˈbræs.lɪt/
noun (اسم)commonplural (جمع): bracelets

اسم — دستبند

دستبند

بندی از جنس پارچه یا فلز که برای تزئین دور مچ دست بسته می‌شود

a band of material or metal worn around the wrist as decoration

«او یک دستبند طلایی به مچ دستش داشت.»

She wore a gold bracelet on her wrist.

«دستبند هدیه‌ای از مادرش بود.»

The bracelet was a gift from her mother.

تفاوت با واژه‌های مشابه
bangleالنگو

روزمره. معمولاً دستبند سفت و بزرگ‌تر از bracelet است.

Everyday. Usually rigid bracelet, often larger and wider than a bracelet.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000