breeds

/briːdz/
1verb (فعل)commonpast (گذشته): bredpast participle (مفعولی): bred-ing (حال): breeding3rd (سوم): breeds

فعل — پرورش می‌دهد

پرورش می‌دهدتولید مثل می‌کند

فرزندآوری یا تولید مثل کردن؛ صورت سوم شخص مفرد فعل breed.

Produces offspring or causes to multiply (third person singular of 'breed').

«او در مزرعه‌اش اسب پرورش می‌دهد.»

She breeds horses on her farm.

«این گیاه در آب‌وهوای گرم به سرعت تولید مثل می‌کند.»

This plant breeds rapidly in warm climates.

تفاوت با واژه‌های مشابه
producesتولید می‌کند

روزمره. فقط در معنای کلی تولید مثل جایگزین breed می‌شود. breed بیشتر به حیوانات و تولید هدفمند اشاره دارد.

Common everyday. Interchangeable with 'breeds' only in general sense of producing offspring, but 'breed' is more specific to animals and intentional reproduction.

2noun (اسم)commonplural (جمع): breeds

اسم — نژاد

نژادگونه

گروه‌هایی با ویژگی‌های خاص در یک گونه، معمولاً درباره حیوانات.

Groups within a species with specific traits, especially animals.

«نژادهای مختلف سگ خلق‌وخوی متفاوتی دارند.»

Different dog breeds have different temperaments.

«این نژاد گربه بسیار کمیاب است.»

This breed of cat is very rare.

تفاوت با واژه‌های مشابه
typeنوع

روزمره. معنای کلی‌تر دارد و فقط مخصوص حیوانات نیست. breed تخصصی‌تر است.

Everyday. Used more broadly, not only for animals. 'Breed' is more specific and scientific.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000