broad-beamed

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

/ˌbrɔd ˈbiːmd/
adjective (صفت)literarycomparative (تفضیلی): more broad-beamedsuperlative (عالی): most broad-beamed

صفت — پهن‌تیر

پهن‌تیرپهن‌هیکل

دارای تیرهای افقی پهن یا هیکلی پهن و تنومند.

having broad horizontal beams or a broad, sturdy build

«کلبهٔ پهن‌تیر در برف محکم به نظر می‌رسید.»

The broad-beamed cabin looked sturdy in the snow.

«مردی پهن‌هیکل صندوق را به‌راحتی بلند کرد.»

A broad-beamed man lifted the crate easily.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000