در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
کامیونچه چهارچرخه با تخته چوب صاف و بدون دیوارههای جانبی
a four-wheeled wagon with a flat wooden platform and no sides
«کشاورز یونجه را روی کالسکه چوبی بار کرد.»
“The farmer loaded hay onto the buckboard.”
«کالسکه چوبی روی جاده خاکی صدای تقتق کرد.»
“The buckboard rattled down the dirt road.”