burrows

bur·rows/ˈbʌr.oʊz/
1verb (فعل)commonpast (گذشته): burrowedpast participle (مفعولی): burrowed-ing (حال): burrowing3rd (سوم): burrows

فعل — کندن

کندنحفاری کردن

(او) سوراخ یا تونلی در زمین ایجاد می‌کند.

(third person singular) Makes a hole or tunnel in the ground.

«خرگوش زیر بوته‌ها حفره می‌کند.»

The rabbit burrows under the bushes.

«حیوان برای پناه گرفتن سوراخ می‌کند.»

The animal burrows to find shelter.

تفاوت با واژه‌های مشابه
digکندن

رایج. جابجایی یا حفر زمین، مشابه burrow برای حیوانات.

Common. To break or move earth, similar to burrow when referring to animals.

2noun (اسم)commonplural (جمع): burrows

اسم — پناهگاه

پناهگاهتونل حیوانی

سوراخ یا تونلی که حیوان برای پناهگاه یا زندگی می‌سازد.

A hole or tunnel made by an animal for shelter or habitation.

«روباه در پناهگاه خود ناپدید شد.»

The fox disappeared into its burrow.

«بسیاری از حیوانات در پناهگاه‌های زیرزمینی زندگی می‌کنند.»

Many animals live in burrows underground.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000