burst

/bɜːrst/
1verb (فعل)commonpast (گذشته): burstpast participle (مفعولی): burst-ing (حال): bursting3rd (سوم): bursts

فعل — انفجار

انفجارترکیدنشکافتن

ناگهان و با شدت شکسته یا منفجر شدن.

To break open or explode suddenly and violently.

«بادکنک ناگهان ترکید.»

The balloon burst suddenly.

«لوله ترکید و آب اتاق را پر کرد.»

The pipe burst and water flooded the room.

تفاوت با واژه‌های مشابه
explodeانفجار کردن

شدیدتر از burst، معمولا برای بمب یا آتش استفاده می‌شود؛ همیشه جایگزین نیست.

More intense than burst, often used for bombs or fires; not always interchangeable.

متضادها
2noun (اسم)common

اسم — انفجار ناگهانی

انفجار ناگهانیترکیدن

یک شکافتن یا انفجار ناگهانی و شدید.

A sudden, violent breaking or explosion.

«پس از سخنرانی، تشویق ناگهانی رخ داد.»

There was a burst of applause after the speech.

«جنبش ناگهانی انرژی به او کمک کرد تا مسابقه را تمام کند.»

A burst of energy helped him finish the race.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000