busman's holiday

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

bus·man's hol·i·day/ˈbʌsmənz ˈhɑlədeɪ/
phrase (عبارت)informal

عبارت — تعطیلات کاری

تعطیلات کاریمرخصی همراه با کار مشابه

تعطیلاتی که فرد در آن هم مشغول همان کاری است که شغلش محسوب می‌شود.

A break spent doing the same kind of work one normally does.

«برای یک آشپز، آشپزی در اردو نوعی تعطیلات کاری بود.»

For a chef, cooking at camp was a busman's holiday.

«سفر عکاس به تعطیلاتی همراه با همان کار همیشگی تبدیل شد.»

The photographer's trip became a busman's holiday.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000