cannot

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

can·not/kænˈɒt/
canexpressing ability or permissionnotnegation
verb (فعل)commonpast (گذشته): could notpast participle (مفعولی): cannot-ing (حال): cannot3rd (سوم): cannot

فعل — نمی‌تواند

نمی‌تواندنمی‌توانیمنمی‌توانمنمی‌شود

نشان می‌دهد که فاعل توانایی، مهارت یا فرصت انجام کاری را ندارد یا اجازه انجام آن را ندارد.

To be unable to do something; lacking the capacity, skill, or opportunity to perform an action, or being prohibited from doing so.

«من نمی‌توانم صدای شما را خوب بشنوم.»

I cannot hear you very well.

«او نمی‌تواند بدون ویزا کشور را ترک کند.»

She cannot leave the country without a visa.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000