در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
دارای اثر سمی بر عضله قلب.
Having a toxic effect on the heart muscle.
«برخی داروهای شیمیدرمانی قلب را مسموم میکنند.»
“Certain chemotherapy drugs are cardiotoxic.”
«عوارض جانبی کاردیوتوکسیک باید به دقت کنترل شوند.»
“Cardiotoxic side effects must be monitored closely.”