carom

car·om/ˈkærəm/
1verb (فعل)commonpast (گذشته): caromedpast participle (مفعولی): caromed-ing (حال): caroming3rd (سوم): caroms

فعل — برخورد کردن

برخورد کردنبرخورد کردن و بازتاب یافتن

زدن و بازتاب دادن از یک سطح به سطح دیگر، به‌ویژه در بازی بیلیارد.

To strike and rebound off one surface to another, especially in billiards or similar games.

«توپ سفید پس از برخورد به دو توپ دیگر توپ هشت را فرو برد.»

The cue ball caromed off two balls before sinking the eight.

«پک پس از برخورد به تخته‌ها وارد دروازه شد.»

The puck caromed against the boards and went into the goal.

تفاوت با واژه‌های مشابه
ricochetجهیدن

رایج. معمولاً برای جهیدن پس از برخورد استفاده می‌شود، مثل گلوله یا توپ، مشابه carom در بیلیارد.

Common. Often used for bouncing after a hit, especially with bullets or balls, similar to 'carom' in billiards.

2noun (اسم)common

اسم — بازتاب

بازتاببرخورد و بازتاب توپ

بازتاب یا جهش توپ بین سطوح، مخصوصاً در بازی‌های بیلیاردی.

A rebound or ricochet between surfaces, especially in cue sports.

«او یک ضربه سخت carom زد و بازی را برد.»

He made a difficult carom shot to win the game.

«بازتاب توپ جریان بازی را تغییر داد.»

The carom changed the course of the game.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000