catastasis

cat·a·sta·sis/kəˈtæstəsɪs/
noun (اسم)literary

اسم — کاتاستاز

کاتاستازتشدید داستان

پیشرفت داستان تا رسیدن به اوج؛ افزایش تنش یا رویدادها.

The progress of a narrative leading to the climax; a buildup of tension or action.

«کاتاستاز نمایش زمینه را برای اوج دراماتیک فراهم کرد.»

The play’s catastasis set the stage for a dramatic climax.

«در ادبیات، کاتاستاز برانگیزاننده تعلیق است.»

In literature, catastasis builds suspense.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000