champignon

cham·pi·gnon/ʃæmˈpɪnjɒn/
noun (اسم)formalplural (جمع): champignons

اسم — قارچ خوراکی

قارچ خوراکیقارچ سفید

نوعی قارچ خوراکی سفید که در آشپزی رایج است.

A type of edible white mushroom commonly used in cooking.

«او قارچ سفید را به سوپ اضافه کرد.»

She added champignon to the soup.

«قارچ سفید کبابی خوشمزه است.»

Champignon mushrooms are delicious grilled.

تفاوت با واژه‌های مشابه
mushroomقارچ

رایج. واژه کلی و معمولاً مترادف برای champignon در آشپزی است.

Common. General term and often synonym for champignon in cooking.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000