در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
دستگاهی که برای تأمین برق و شارژ دوباره باتریها استفاده میشود.
A device used to supply electricity to recharge batteries.
«شارژر تلفنم را در خانه فراموش کردم.»
“I forgot my phone charger at home.”
«شارژر به پریز برق وصل شد.»
“The charger plugged into the wall socket.”
اسب آموزشدیده برای جنگ یا سواری تهاجمی.
A horse trained for battle or riding aggressively.
«شوالیه سوار بر اسب جنگیاش به میدان جنگ رفت.»
“The knight rode his charger into battle.”
«اسبهای جنگی در سوارهنظام قرون وسطی استفاده میشدند.»
“Chargers were used in medieval cavalry.”