childproof

child·proof/ˈtʃaɪldpruːf/
adjective (صفت)commoncomparative (تفضیلی): more childproofsuperlative (عالی): most childproof

صفت — ضد کودک

ضد کودکایمن برای کودکان

طراحی شده به گونه‌ای که برای کودکان امن باشد و دسترسی یا آسیب به آن‌ها ممکن نباشد.

Designed to be safe so that children cannot access or be harmed by it.

«بطری دارو ضد کودک است.»

The medicine bottle is childproof.

«آن‌ها قفل‌های ضد کودک نصب کردند.»

They installed childproof locks.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000