در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
همبرگر گرم با روکش چیلی کن کارنه و گاهی پنیر یا پیاز.
A hot dog topped with chili con carne and sometimes cheese or onions.
«هاتداگ چیلی با پنیر اضافه سفارش دادم.»
“I ordered a chilidog with extra cheese.”
«هاتداگ چیلی در دورهمیهای آمریکایی محبوب است.»
“Chilidog is popular at American cookouts.”