در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
احساس سرما؛ حالتی از سرمای ناخوشایند اما نه خیلی شدید.
A feeling of coldness; a sensation of cold that is unpleasant but not extreme.
«امروز صبح هوا سرد بود.»
“There was a chill in the air this morning.”
«بعد از خیس شدن، احساس سرما کرد.»
“She felt a chill after getting wet.”
روزمره. کلیتر است و میتواند به هر درجهای از سرما، از جمله سرمای شدید، اشاره کند. 'یک روز سرد زمستانی' درست است. 'یک روز با سرما' به سرمای ملایمتر، شاید نشاطآور اشاره دارد.
Everyday. More general and can refer to any degree of coldness, including extreme cold. 'A cold winter day' works. 'A chill winter day' implies a milder, perhaps invigorating cold.
روزمره. به دمای پایین دلپذیر یا نشاطآور اشاره دارد، در حالی که 'chill' اغلب به کمی ناخوشایند بودن دلالت دارد. 'خنکی نسیم عصرگاهی' مثبت است؛ 'سرما در هوا' کمتر.
Everyday. Implies a pleasant or refreshing low temperature, whereas 'chill' often implies a slightly uncomfortable one. 'The coolness of the evening breeze' is positive; 'a chill in the air' is less so.
غیررسمی. به سرمای تند و گزنده اشاره دارد که اغلب کوتاه است. 'امروز صبح هوا کمی سرما دارد' رایج است. کمتر برای احساس سرمای طولانی مدت استفاده میشود.
Informal. Refers to a sharp, biting cold, often brief. 'There's a nip in the air this morning' is common. Less used for a prolonged feeling of coldness.
چیزی را سرد کردن یا سرد شدن.
To make something cold, or to become cold.
«قبل از سرو، شراب را سرد کنید.»
“Chill the wine before serving it.”
«باد سرد مرا تا مغز استخوان سرد کرد.»
“The cold wind chilled me to the bone.”
آرام و راحت؛ بدون استرس یا نگرانی.
Relaxed and easygoing; not stressed or worried.
«او واقعاً آدم آرامی است، همیشه خونسرد است.»
“He's a really chill guy, always calm.”
«امشب فقط در خانه استراحت کنیم.»
“Let's just chill at home tonight.”
روزمره. اغلب به کاهش دمای ملایمتر یا خنک کردن دلپذیر چیزی اشاره دارد. 'خنک کردن یک نوشیدنی' رایج است. 'سرد کردن یک نوشیدنی' اغلب به خیلی سرد کردن آن، گاهی نزدیک به انجماد، دلالت دارد.
Everyday. Often implies a milder reduction in temperature, or making something pleasantly cold. 'Cool a drink' is common. 'Chill a drink' often implies making it very cold, sometimes to near freezing.
فنی/روزمره. به طور خاص به قرار دادن چیزی در یخچال یا وسیله خنککننده مشابه برای نگهداری آن اشاره دارد. 'یخچال گذاشتن باقیمانده غذا' صحیح است. اگر هدف اصلی نگهداری طولانی مدت باشد، 'سرد کردن باقیمانده غذا' را نمیگویید.
Technical/Everyday. Specifically means to put something in a refrigerator or similar cooling device to preserve it. 'Refrigerate the leftovers' is correct. You wouldn't say 'chill the leftovers' if your primary goal is long-term storage.
روزمره. بسیار نزدیک در معنا. 'آسوده' بر وضعیت عاری از تنش تأکید دارد. 'Chill' میتواند به نگرش یا شخصیت آرام نیز اشاره کند. 'او فردی آسوده است' یا 'او فردی آرام است' هر دو درست است.
Everyday. Very close in meaning. 'Relaxed' emphasizes a state of being free from tension. 'Chill' can also imply a laid-back attitude or personality. 'He's a relaxed person' or 'He's a chill person' both work.
روزمره. به عدم تحریک یا هیجان اشاره دارد. 'آرام' بیشتر در مورد آرامش درونی است، در حالی که 'chill' اغلب به رفتار بیرونی و تعاملات اجتماعی نیز گسترش مییابد. 'در شرایط اضطراری آرام بمانید' در مقابل 'فقط آرام باش، همه چیز خوب است'.
Everyday. Implies a lack of agitation or excitement. 'Calm' is more about inner peace, while 'chill' often extends to external demeanor and social interactions. 'Stay calm in an emergency' vs. 'Just chill, everything's fine'.