chirr

/tʃɪər/
verb (فعل)commonpast (گذشته): chirredpast participle (مفعولی): chirred-ing (حال): chirring3rd (سوم): chirrs

فعل — جیرجیر کردن

جیرجیر کردنصدای حشره دادن

صدای پیوسته شبیه جیرجیرک یا حشره کوچک دادن.

To make a continuous trilling or chirping sound like a cricket or small insect.

«جیرجیرک‌ها شب‌ها در تابستان صدای جیرجیر می‌دهند.»

Crickets chirr at night during summer.

«ماشین به آرامی صدای جیرجیر تولید می‌کرد.»

The machine chirred softly in the distance.

تفاوت با واژه‌های مشابه
chirpجیرجیر کردن

رایج. معنی مشابه دارد و اغلب برای صداهای پرنده یا حشره جایگزین است.

Common. Similar meaning and often interchangeable for bird or insect sounds.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000