chitter

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

chit·ter/ˈtʃɪtər/
verb (فعل)commonpast (گذشته): chitteredpast participle (مفعولی): chittered-ing (حال): chittering3rd (سوم): chitters

فعل — جیر جیر کردن

جیر جیر کردنزوزو کردن

صدای کوتاه و زیر مانند جیر جیر یا صداهای مشابه که معمولاً پرندگان یا حیوانات کوچک تولید می‌کنند.

To make short, high-pitched sounds or chirps, often as small birds or animals do.

«گنجشک‌ها در بین شاخه‌ها جیر جیر کردند.»

Sparrows chittered among the branches.

«موش‌ها در اتاق زیرشیروانی به آرامی جیر جیر کردند.»

The mice chittered softly in the attic.

تفاوت با واژه‌های مشابه
chirpجیر جیر کردن

روزمره. تقریباً قابل‌جایگزین، مخصوصاً برای صدای پرندگان.

Everyday. Nearly interchangeable, especially for bird sounds.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000