clarifies

clar·i·fies/ˈklærɪfaɪz/
clar-clear-ifyto make
verb (فعل)commonpast (گذشته): clarifiedpast participle (مفعولی): clarified-ing (حال): clarifying3rd (سوم): clarifies

فعل — شفاف می‌کند

شفاف می‌کندروشن می‌سازد

شکل سوم شخص مفرد حال فعل clarify؛ شفاف یا قابل فهم‌تر کردن چیزی.

Third person singular present of 'clarify'; to make something clear or easier to understand.

«او قوانین را برای بازیکنان جدید روشن می‌کند.»

She clarifies the rules for new players.

«راهنما موضوعات پیچیده را به خوبی شفاف می‌کند.»

The guide clarifies complex topics well.

تفاوت با واژه‌های مشابه
explainsتوضیح می‌دهد

رایج. شبیه به هم ولی clarify بیشتر روی شفاف کردن تمرکز دارد.

Common. Similar, but 'clarify' focuses on making something clearer, not just explaining.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000