clear cut

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

/ˌklɪr ˈkʌt/
adjective (صفت)commoncomparative (تفضیلی): more clear-cutsuperlative (عالی): most clear-cut

صفت — روشن و مشخص

روشن و مشخصبدون ابهام

مرزها یا ویژگی‌هایی دارد که روشن، مشخص و بدون ابهام‌اند.

Having sharp, definite boundaries or an unambiguous character.

«شواهد روشن و بی‌ابهام‌اند.»

The evidence is clear-cut.

«این تصمیم ساده و کاملاً روشن نیست.»

This is not a clear-cut decision.

تفاوت با واژه‌های مشابه
definiteقطعی

روزمره. برای تصمیم می‌تواند جای clear-cut بیاید، مثل a definite answer، اما معمولاً برای لبه‌های دیدنی نمی‌آید. وقتی قطعیت مهم‌تر از تمایز روشن است از آن استفاده می‌شود.

Everyday. It can replace 'clear-cut' for a decision, as in 'a definite answer,' but not usually for visible edges. Choose it when certainty matters more than sharp distinction.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000