در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
بینیای که گرفتگی ندارد و نفس کشیدن از آن راحت است.
A nose that is free from congestion or blockage, allowing easy breathing.
«بعد از استفاده از اسپری، بالاخره بینیام باز شد.»
“After using the spray, I finally have a clear nose.”
«او با بینی باز به راحتی نفس کشید.»
“She breathed easily with a clear nose.”
روزمره. وقتی که منظور نبود گرفتگی بینی است، جایگزین است — «او بعد از سرماخوردگی بینی باز دارد.»
Everyday. Interchangeable with 'clear nose' when referring to absence of nasal congestion — 'She has an unblocked nose after the cold.'
غیررسمی. عبارت کمتر رایج ولی در زبان محاوره برای بینی بدون گرفتگی فهمیده میشود.
Informal. Less common phrase, but understood in casual speech as a nose with no blockage.