coiff

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

/kwɑːf/
verb (فعل)formalpast (گذشته): coiffedpast participle (مفعولی): coiffed-ing (حال): coiffing3rd (سوم): coiffs

فعل — آرایش مو

آرایش موشانه زدن مو

موها را با دقت و به سبک مد روز آرایش کردن.

To arrange or style the hair carefully and fashionably.

«او قبل از مراسم موهایش را آرایش کرد.»

She coiffed her hair before the event.

«آرایشگر موهای مدل را به شیوه‌ای زیبا مرتب کرد.»

The stylist coiffed the model elegantly.

تفاوت با واژه‌های مشابه
styleسبک دادن

رایج است و برای مرتب کردن مو به کار می‌رود.

Common. Used similarly when referring to hair arrangement.

arrangeمرتب کردن

کلمه‌ای کلی‌تر و کمتر مختص مو است.

More general term; less specific to hair.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000