collaborates

col·lab·o·rates/kəˈlæbəreɪts/
col-togetherlaborwork-ateverb suffix
verb (فعل)commonpast (گذشته): collaboratedpast participle (مفعولی): collaborated-ing (حال): collaborating3rd (سوم): collaborates

فعل — همکاری کردن

همکاری کردنبا هم کار کردن

با دیگران برای انجام پروژه یا وظیفه همکاری کردن.

Works together with others on a project or task.

«تیم‌ها روی طرح جدید همکاری می‌کنند.»

The teams collaborate on the new design.

«دانشمندان برای یافتن درمان همکاری می‌کنند.»

Scientists collaborate to find a cure.

تفاوت با واژه‌های مشابه
cooperateهمکاری کردن

رایج. اغلب قابل جایگزین است اما collaborate همکاری نزدیک‌تر را می‌رساند.

Common. Often interchangeable, but collaborate implies closer joint work.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000