come to one's senses

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

come to one's sens·es/kʌm tə wʌnz ˈsɛnsɪz/
phrase (عبارت)common

عبارت — به خود آمدن

به خود آمدنعاقل شدن

پس از رفتار نادرست یا گیجی، دوباره عاقلانه فکر و عمل کردن است.

To begin to think and act reasonably after being foolish or confused.

«او به خودش آمد و عذرخواهی کرد.»

He came to his senses and apologized.

«امیدوارم او زود عاقل شود.»

I hope she comes to her senses soon.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000