come to time

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

/kʌm tə taɪm/
phrase (عبارت)dated

عبارت — به هوش آمدن

به هوش آمدنبه خود آمدن

پس از بیهوش یا مبهوت شدن دوباره به هوش آمدن است.

To recover consciousness after being knocked out or stunned.

«بوکسور پس از زمین خوردن به هوش آمد.»

The boxer came to time after the knockdown.

«او چند دقیقه بعد به هوش آمد.»

He came to time a few minutes later.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000