adjective (صفت)technical
صفت — مربوط به صدفشناسی
مربوط به صدفشناسیصلدشناسی
مرتبط با مطالعه علمی صدفهای نرمتنان.
Relating to the scientific study of mollusk shells.
«او مطالعهای صدفشناسی درباره صدفهای دریایی منتشر کرد.»
“He published a conchological study of sea shells.”
«موزه نمونههای صدفشناسی را به نمایش گذاشته است.»
“The museum displays conchological specimens.”