conditioning
اسم — شرطیسازی
فرایند آموزش یا عادت دادن کسی یا چیزی به رفتار خاص یا پذیرش شرایط خاص.
The process of training or accustoming someone or something to behave in a certain way or to accept certain circumstances.
«آزمایشهای پاولف در مورد شرطیسازی کلاسیک معروف هستند.»
“Pavlov's experiments on classical conditioning are famous.”
«آمادهسازی بدنی شدید او را برای مسابقه آماده کرد.»
“The intense physical conditioning prepared him for the race.”
تفاوت با واژههای مشابه
رایج. به آموزش یا توسعه هر مهارت یا نوع رفتاری از طریق دستور و تمرین اشاره دارد. گستردهتر از 'conditioning' است. 'آموزش سگ برای اطاعت مهم است.'
Common. Refers to teaching or developing any skill or type of behavior through instruction and practice. Broader than 'conditioning'. 'Dog training is important for obedience.'
متضادها
اسم — نرمکنندگی
فرایند تیمار مو یا پارچه با نرمکننده برای بهبود کیفیت آن.
The process of treating hair or fabric with a conditioner to improve its quality.
«او حمام خود را با یک نرمکننده مو خوب به پایان رساند.»
“She finished her shower with a good hair conditioning.”
«نرمکنندگی پارچه به جلوگیری از چسبندگی الکتریسیته ساکن کمک میکند.»
“Fabric conditioning helps prevent static cling.”
تفاوت با واژههای مشابه
رایج. اصطلاحی گستردهتر برای استفاده از مواد برای بهبود چیزی. میتواند قابل تعویض باشد اما 'conditioning' به طور خاص به استفاده از نرمکننده اشاره دارد. 'تیمار مو میتواند درخشش را بهبود بخشد.'
Common. A broader term for applying substances to improve something. Can be interchangeable but 'conditioning' specifically refers to using a conditioner. 'Hair treatment can improve shine.'