conspire

con·spire/kənˈspaɪər/
con-togetherspirebreathe or hope (from Latin)
verb (فعل)formalpast (گذشته): conspiredpast participle (مفعولی): conspired-ing (حال): conspiring3rd (سوم): conspires

فعل — توطئه کردن

توطئه کردندسیسه چیدن

پنهانی با هم برنامه‌ریزی کردن برای انجام کاری ضررآور یا غیرقانونی.

To secretly plan together to do something harmful or illegal.

«آن‌ها توطئه کردند دولت را سرنگون کنند.»

They conspired to overthrow the government.

«گروه در جلسات پنهانی نقشه ریختند.»

The group conspired in secret meetings.

تفاوت با واژه‌های مشابه
plotنقشه کشیدن

متداول. معنی مشابه با تأکید بر برنامه‌ریزی مخفیانه؛ در نقشه‌های غیرقانونی قابل تعویض است.

Common. Similar meaning emphasizing secret planning; interchangeable in illegal plans.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000