constituent parts

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

con·stit·u·ent parts/kənˈstɪtʃuənt pɑrts/
phrase (عبارت)formal

عبارت — اجزای تشکیل‌دهنده

اجزای تشکیل‌دهندهبخش‌های سازنده

بخش‌های جداگانه‌ای که با هم یک کل را می‌سازند.

The separate parts that combine to form a whole.

«نمودار اجزای تشکیل‌دهندهٔ موتور را نشان می‌دهد.»

The diagram shows the constituent parts of the engine.

«دانش‌آموزان بخش‌های تشکیل‌دهندهٔ یک سلول را بررسی کردند.»

Students examined the constituent parts of a cell.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000