در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
اجزا یا بخشهایی که یک سیستم، شیء، یا مفهوم کلی را تشکیل میدهند.
The component parts that make up a whole system, object, or concept.
«اجزای شیمیایی آب هیدروژن و اکسیژن هستند.»
“The chemical constituents of water are hydrogen and oxygen.”
«اینها عناصر اصلی یک رژیم غذایی سالم هستند.»
“These are the main constituents of a healthy diet.”
رایدهنده یا ساکن یک حوزه انتخابیه که نمایندهای را برای نمایندگی خود انتخاب میکند.
A person who authorizes another to act on their behalf, typically a voter in a constituency.
«سناتور با رایدهندگان خود دیدار کرد تا مسائل محلی را بررسی کند.»
“The senator met with his constituents to discuss local issues.”
«اهالی حوزه انتخابیه از مقامات منتخب خود انتظار دارند منافعشان را نمایندگی کنند.»
“Constituents expect their elected officials to represent their interests.”