در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
زمان گذشته فعل core؛ جدا کردن بخش مرکزی یک میوه یا شیء.
Past tense of core; to remove the central part of a fruit or object.
«او قبل از پختن سیبها را هستهگیری کرد.»
“She cored the apples before baking.”
«هلوها با دقت هستهگیری شدند.»
“The peaches were cored carefully.”