cored

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

/kɔːrd/
corecentral or most important part-edpast tense
verb (فعل)commonpast (گذشته): coredpast participle (مفعولی): cored-ing (حال): coring3rd (سوم): cores

فعل — هسته‌گیری کرد

هسته‌گیری کردمرکز را خارج کرد

زمان گذشته فعل core؛ جدا کردن بخش مرکزی یک میوه یا شیء.

Past tense of core; to remove the central part of a fruit or object.

«او قبل از پختن سیب‌ها را هسته‌گیری کرد.»

She cored the apples before baking.

«هلوها با دقت هسته‌گیری شدند.»

The peaches were cored carefully.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000