cross to bear

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

/krɔs tə bɛr/
noun (اسم)literaryplural (جمع): crosses to bear

اسم — بار سنگین

بار سنگیندردسر ناگزیر

مشکل یا بار دشواری که باید تحمل شود.

a difficult problem or burden that one must endure

«همهٔ ما باری برای تحمل کردن داریم.»

We all have a cross to bear.

«بیماری‌اش باری سنگین برای تحمل بود.»

His illness was a heavy cross to bear.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000