crown
اسم — تاج
یک سرپوش دایرهای تزئینی که توسط پادشاه به عنوان نماد قدرت پوشیده میشود.
A decorative circular headdress worn by a monarch as a symbol of authority.
«پادشاه تاج طلایی پوشید.»
“The king wore a golden crown.”
«او تاج را روی سر او گذاشت.»
“She placed the crown on his head.”
تفاوت با واژههای مشابه
معمولاً توسط زنان و در مراسم پوشیده میشود، رسمی نیست و کمتر نماد پادشاهی است.
Usually worn by women, especially in ceremonies, less formal and less symbolic of monarchy than crown.
فعل — تاجگذاری کردن
رسمی تاج گذاشتن بر سر فردی به منظور معرفی او به عنوان پادشاه یا ملکه.
To officially place a crown on someone's head, marking them as monarch.
«ملکه در یک مراسم باشکوه تاجگذاری شد.»
“The queen was crowned in a grand ceremony.”
«بعد از مراسم او را به عنوان پادشاه تاجگذاری کردند.»
“They crowned him king after the ceremony.”